یک سال قبل در
همین ایام بدستور دادستان منطقه سوادکوه مازندران برای سومین بار به مرکز آموزش
هنر
رزمی کماندو ، اولین هنر رزمی ایرانی و تنها مرکز خصوصی آموزش هنر رزمی در
منطقه خاورمیانه توسط نیروی انتظامی و سپاه پاسداران یورش برده شد . اولین بار در
سال 1391 بدستور دادستان وقت منطقه و تایید مسئولان عالی دستگاه قضایی کشور ،
یگانهای وِیژه نیروی انتظامی استانهای مازندران ، گلستان ، سمنان و تهران با
استفاده از تجهیزات اختلال در شبکه های مخابراتی جهت قطع ارتباط افراد حاضر در
مرکز آموزش با بیرون و بشکل کاملا مسلح و حمایت چرخ بالهای این یگان به مرکز آموزش
یورش بردند که متعاقب آن درگیری های میان افراد حاضر در جایگاه و یگان وِیژه بوجود
آمد که در نهایت پس از کش و قوس های فراوان تعدادی از اعضاء حاضر در جایگاه
بازداشت و در سرانجام بوسیله ماشین آلات سنگین راه سازی تعدادی از ساختمانهای مرکزآموزش
که تماما با هزینه شخصی اعضاء این تشکل ایرانی ساخته شده بود ، تخریب گردید .
درگیری های سال 91 سر و صدای زیادی در منطقه به پا نمود . زیرا مردم روستاهای
منطقه شاهد وحشیگری ها و هتک حرمت نیروهای یگان ویژه نیروی انتظامی به مردم منطقهبودند که در چندین مورد ماموران با قصاوت تمام به منزل مردم یورش برده تا موفق به دستگیری روستائیانی گردند که متهم به حمایت از رزمگاه و نیروهای ان بودند . در پی تمامی این اتفاقات برای مدتی در منطقه سوادکوه ، بویژه شهر زیراب و الاشت (زادگاه رضاخان) شرایط ویژه امنیتی برقرار بود که در نهایت امر با پا درمیانی بزرگان منطقه و آرام کردن مردم خشمگین قائله ختم شد . اما ساختمان های که در سرما و گرما در دل جنگلهای سلسله جبال البرز سرپناه تعداد زیادی از جوانان این مرز بوم بود تا با حمایت مسئولان دلسوز این مرکز آموزش به یادگیری هنرهای رزمی پیشنیان سربلند خویش بپردازند و روح و جسمی عاری از زشتی بسازند ، تخریب شده بود و هیچ مسئولی پاسخگوی این ظلم بزرگ نبود . مدتی منطقه در آرامش بود تا مدتی بعد دشمنی ها دوباره آغاز شد . حمله های گاه و بیگاه ماموران به اطراف جایگاه که عموما به دلیل ترس و وحشت گرفتار شدن در شبهای جنگل در ساعات روشنایی صورت میگرفت با ایستادگی نیروهای مرکز آموزش پاسخ داده میشد . اما نهایتا در 14 بهمن 93 بار دیگر یگانهای ویژه نیروی انتظامی بدستور
رئیس دادگستری و دادستان منطقه سوادکوه بصورت کاملا مسلح به رزمگاه یورش بردند و پس از درگیری با نیروهای رزمگاه که با دستان خالی در مقابل این تجاوزها ایستاده بودند موفق به بازداشت افراد حاضر در جایگاه گشتند و اینبار تمامی ساختمانهای بجا مانده از یورش سال 91 را بصورت کامل تخریب نمودند ... اما دشمنی ها با رزمگاه از کجا آغاز شد . آنگونه که پیداست نگاه خصمانه نهادهای امنیتی به مجموعه هنر رزمی کماندو و بوِیژه بنیانگذار آن استاد عبدالحمید باقریان جمنانی از همان سالهای ابتدای بنیانگذاری رشته آغاز گردید . در ابتدا این رشته رزمی در شهرهای مازندران نمود پیدا کرد که موجب گشت هنرجویان زیادی از سراسر استان جهت تحصیل این هنر رزمی ناب ایرانی خود را به باشگاه ها و مراکز آموزش این رشته برسانند . و در این میان نیروهای ورزیده تر برای آموزش دوره های ویژه که زیر نظر مستقیم بینانگذار برگزار میشد چند ماه در دل طبیعت مازندران و در دامان جنگل دوره های سخت ویژه را
میگذراندند . شرایط تا انجا پیش رفت که نام رزمگاه و کماندو در میان جوانان و مردم بسیار شنیده میشد که موجب شد سپاه و چند نهاد امنیتی دیگر به فکر استفاده از این پتانسیل بالقوه در جهت رسیدن به اهداف خود بی افتند که چندین بار پیشنهاد حمایت از تشکیلات و تامین هزینه ها و امکانات در مقابل مشارکت این مجموعه با سیاست های کلان سپاه و نهادهای امنیتی و نقش داشتن در سرکوب احتمالی اعتراضات مردمی را به مسئولان رزمگاه ارائه نمودند که هر بار با مخالفت رزمگاه مواجه میگشتند . تا آنکه در سال 1387 وزارت اطلاعات مستقیما وارد عمل شد و تهدید نمود که در صورت عدم همکاری رزمگاه با پیشنهادهای ارائه شده ، کماندو با دردسرهای جدی روبرو خواهد شد . وزارت اطلاعات که بر اساس تحلیل های گوناگون پیش بینی اعتراضات مردمی در سال 1388 را مینمود در پاییز 1387 به شکل کاملا جدی از رزمگاه و بنیانگذار آن خواست تا در صورت اغتشاش در کشور میبایست با استفاده از نیروهای ورزیده و آموزش دیده به سبب آشنایی کامل نیروها با درگیری های تن به تن ، در جهت سرکوب اعتراضات به کمک نهادهای
امنیتی و انتظامی کشور بشتابد که این بار نیز استاد باقریان بعنوان عالی ترین مقام رزمگاه این پیشنهاد شرم آور وزارت اطلاعات را رد نمود که در پی آن ایشان بهمراه چند تن از مربیان و مسئولان اجرایی رزمگاه توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت و به مکان نامعلومی انتقال داده شدند . پس از گذشت چندین ماه و ارام شدن اتفاقات پیرامون انتخابات 88 تعدادی از مربیان و نیروهای رزمگاه آزاد شدند بدون آنکه بشکل قانونی اتهامی به ایشان وارد آید . این پیشینه فکری نظام از مجموعه رزمگاه باعث گشت از بعد آن در تمامی فعالیتهای جانبی رزمگاه اخلال و سنگ اندازی کند تا آنکه در سال 1391با لشگر کشی به رزمگاه کماندو ایران و درگیری با نیروهای حاضر در جایگاه مهر ننگی دیگر در کارنامه ی ننگین خود زدند و دشمنی خود را با ایران و مردم ایران و هر آنکس که در جهت برافراشتن پرچم زرین ایران در جهان میکوشد نمایان نمودند . در تمام این سالها تلاش های زیادی در جهت نشان دادن چهره رزمگاه و احیاء حق بظلم ستانده شده رزمگاه صورت گرفت اما هر بار بشدت از سوی نظام سرکوب میگشت و در نهایت سال گذشته در اخرین یورش خود به جایگاه و محاصره منطقه سعی در نشان دادن توان خود به مردمی را داشتند که با هزینه
خود و با عشق خشت روی خشت نهادند تا جایگاهی پاک در جهت رشد جوانان این مرز بوم بسازند . هم اکنون نیز تردد در راه های منتهی به رزمگاه ممنونع میباشد و در صورت تخلف هر شخص ناآگاهی سریعا از سوی ماموران انتظامی با واکنش تند و خشن روبرو میگردد . اولین و تنها مرکز آموزش شبانه روزی هنر رزمی در ایران که بصورت کاملا خصوصی راه اندازی و اداره میگشت هم اکنون در تنهای دردآورش و بدون حمایت مردم پذیرای ناملایمات دشمنان قسم خورده این آب و خاک میباشد تا شاید روزی ایرانیان ندای غریبش رو بشنوند و در جهت یاریش قامت راست کنند.






هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر