از وقتی که یاد خدا جرم شد ( یادی از شبهای قدر در رزمگاه )

در گذشته ی دور این سرزمین میخوانیم که شاهان عدالت گستر آن برای پیروان ادیان مختلف حقوقی یکسان مقرر میکردند و به همه مردم به یک چشم مینگریستند . نه نژاد ، نه مذهب ، و نه رنگ پوست هیچ خللی در برقراری عدالت حاکمان ایجاد نمیکرد . بعد از ورود اسلام مردم این کشور با آیین جدید خو گرفتند و به آن ایمان آوردند . در دین جدید کسی برتری نسبت به دیگران نداشت و حق تجسس در مذهب همسایه خود را پیدا نمیکرد چرا که آیین و مذهب اعتقادی است قلبی و جزئی از حریم خصوصی انسان ... در اسلام ایمان به یگانگی افریدگار و اعتقاد به جاودانگی و حق بودن کتاب اسمانی قران مجید و پیروی شایسته از رسول بزرگ ، پیامبر اکرم (ص)  و خاندان پاکش از اولین شرایط پذیرش این آیین اسمانی بوده و میباشد . برقراری نماز ، تلاوت ایات نورانی قران مجید ، ذکر و یاد بزرگان دین ، دوری از رفتار و کردار ناپسند ، پرهیز از سخنان زشت ، تلاش برای سلامت جسم و روح ، حفظ و پاسداری از نعمتهایی که برای استفاده عموم افریده شده اند ، کمک به نیازمندان و مدد رساندن به اسیب دیدگان ، همه و همه از نیکترین صفات ذکر شده در این آیین و بعضا در همه ی ادیان بوده و میباشد . حال چه  بر سر حاکمان آمده و مردم را چه میشود . حاکمان از عدالت گستری دور و دورتر و مردم از برقراری و رواج صفات نیک که میراث گرانبهای نیاکانشان بود فرسنگها فاصله میگیرند . ایران را چه شده ؟! برقراری گفتار و کردار و پندار نیک مجازات دارد و نزدیکی به قران این بزرگترین معجزه الهی و یاد و ذکر ائمه اطهار (ع)  در زمره ای فرقه های گمراه شمرده میشود . چه شده که ورزش و رواج آن  در میان جوانان در کشوری که زشت بودن بسیار راحتتر از پاک بودن است رواج فساد تلقی میشود . اینجا ایران است ؟! سرزمین جمشید و آرش و کوروش و داریوش ... نه .. اینجا
تنها خرابه ایست که صفات برگزیده اش دروغ و ریا و بی غیرتی است . دیگر در آن پاکی و نیکی ارزش نیست . در اینجا راستگویی صفتی ناپسند است و مجازاتش بند و اسارت . رواج پاکی و سلامت جسم و روح و روان را ترویج فساد میخوانند و گناهی نابخشیدنی است . در اینجا آیین برتر اسلام است اما با نام خدا و ذکر قران خانه های که در آن ذکر خدا میشود را ویران میکنند . در اینجا نه پاکی هست نه روشنی . نه ، اینجا ایران نیست ، تنها خرابه ایست که در گذشته سرزمینی آباد و پاک بود و مردمانش شاد و نیک کردار که ایران می نامیدنش . و  اما ....
اینجا گوشه ای از این کشور پهناور است که در گذشته ای بسیار نزدیک مکانی امن برای جوانان جویای حقیقت و درستی بود و در آن با اصول نیک بودن آشنا میشدند در آینجا جسم و روح خود را بر پایه ی درستی میساختند . تفریحشان ورزش و کار و آیینشان پیروی از قرآن و ائمه اطهار (ع)  بود . اما حسودان و ناپاکان تاب دیدن گسترش درستی و راستی را نداشتند و با دسیسه و لشگرکشی ویرانش کردند .  اینجا رزمگاه کماندو ایران است . نام و  یادش چراغی روشن بود برای دلهای دردکشیدگان و حقیقت جویان و حال ذکرش افسوسی است برای آنانکه از حریمش در برابر زیاده خواهی ظالمان دفاع نکردند و با نشستنشان مهر ننگ بر پیشانیشان نقش بست .

تصاویری از مراسم شبهای قدر در سالهای گذشته که توسط نیروها و هواداران رزمگاه در محل مرکز آموزش برگزار میشد اما اکنون ...




هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر