در گذشته ی دور این سرزمین میخوانیم که شاهان عدالت گستر آن
برای پیروان ادیان مختلف حقوقی یکسان مقرر میکردند و به همه مردم به یک چشم
مینگریستند . نه نژاد ، نه مذهب ، و نه رنگ پوست هیچ خللی در برقراری عدالت حاکمان
ایجاد نمیکرد . بعد از ورود اسلام مردم این کشور با آیین جدید خو گرفتند و به آن
ایمان آوردند . در دین جدید کسی برتری نسبت به دیگران نداشت و حق تجسس در مذهب
همسایه خود را پیدا نمیکرد چرا که آیین و مذهب اعتقادی است قلبی و جزئی از حریم
خصوصی انسان ... در اسلام ایمان به یگانگی افریدگار و اعتقاد به جاودانگی و حق
بودن کتاب اسمانی قران مجید و پیروی شایسته از رسول بزرگ ، پیامبر اکرم (ص) و خاندان پاکش از اولین شرایط پذیرش این آیین اسمانی بوده و
میباشد . برقراری نماز ، تلاوت ایات نورانی قران مجید ، ذکر و یاد بزرگان دین ،
دوری از رفتار و کردار ناپسند ، پرهیز از سخنان زشت ، تلاش برای سلامت جسم و روح ،
حفظ و پاسداری از نعمتهایی که برای استفاده عموم افریده شده اند ، کمک به
نیازمندان و مدد رساندن به اسیب دیدگان ، همه و همه از نیکترین صفات ذکر شده در
این آیین و بعضا در همه ی ادیان بوده و میباشد . حال چه بر سر حاکمان آمده و مردم را چه میشود . حاکمان
از عدالت گستری دور و دورتر و مردم از برقراری و رواج صفات نیک که میراث گرانبهای
نیاکانشان بود فرسنگها فاصله میگیرند . ایران را چه شده ؟! برقراری گفتار و کردار
و پندار نیک مجازات دارد و نزدیکی به قران این بزرگترین معجزه الهی و یاد و ذکر
ائمه اطهار (ع) در زمره ای فرقه های گمراه شمرده
میشود . چه شده که ورزش و رواج آن در میان
جوانان در کشوری که زشت بودن بسیار راحتتر از پاک بودن است رواج فساد تلقی میشود .
اینجا ایران است ؟! سرزمین جمشید و آرش و کوروش و داریوش ... نه .. اینجا
تنها خرابه ایست که صفات برگزیده اش دروغ و ریا و بی غیرتی است . دیگر در آن پاکی و نیکی ارزش نیست . در اینجا راستگویی صفتی ناپسند است و مجازاتش بند و اسارت . رواج پاکی و سلامت جسم و روح و روان را ترویج فساد میخوانند و گناهی نابخشیدنی است . در اینجا آیین برتر اسلام است اما با نام خدا و ذکر قران خانه های که در آن ذکر خدا میشود را ویران میکنند . در اینجا نه پاکی هست نه روشنی . نه ، اینجا ایران نیست ، تنها خرابه ایست که در گذشته سرزمینی آباد و پاک بود و مردمانش شاد و نیک کردار که ایران می نامیدنش . و اما ....
تنها خرابه ایست که صفات برگزیده اش دروغ و ریا و بی غیرتی است . دیگر در آن پاکی و نیکی ارزش نیست . در اینجا راستگویی صفتی ناپسند است و مجازاتش بند و اسارت . رواج پاکی و سلامت جسم و روح و روان را ترویج فساد میخوانند و گناهی نابخشیدنی است . در اینجا آیین برتر اسلام است اما با نام خدا و ذکر قران خانه های که در آن ذکر خدا میشود را ویران میکنند . در اینجا نه پاکی هست نه روشنی . نه ، اینجا ایران نیست ، تنها خرابه ایست که در گذشته سرزمینی آباد و پاک بود و مردمانش شاد و نیک کردار که ایران می نامیدنش . و اما ....
اینجا گوشه ای از این کشور پهناور است که در گذشته ای بسیار
نزدیک مکانی امن برای جوانان جویای حقیقت و درستی بود و در آن با اصول نیک بودن
آشنا میشدند در آینجا جسم و روح خود را بر پایه ی درستی میساختند . تفریحشان ورزش
و کار و آیینشان پیروی از قرآن و ائمه اطهار (ع) بود . اما حسودان و ناپاکان تاب دیدن گسترش
درستی و راستی را نداشتند و با دسیسه و لشگرکشی ویرانش کردند . اینجا رزمگاه کماندو ایران است . نام و یادش چراغی روشن بود برای دلهای دردکشیدگان و
حقیقت جویان و حال ذکرش افسوسی است برای آنانکه از حریمش در برابر زیاده خواهی
ظالمان دفاع نکردند و با نشستنشان مهر ننگ بر پیشانیشان نقش بست .
تصاویری از مراسم شبهای قدر در سالهای گذشته که توسط نیروها
و هواداران رزمگاه در محل مرکز آموزش برگزار میشد اما اکنون ...






هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر